برگردان به زبان ساده
منم کز بادهٔ عشرت خروشیدن نمیدانم
به دست من مده این می که نوشیدن نمیدانم
هوش مصنوعی: من کسی هستم که از شادی و لذت شراب خبر ندارم، پس این شراب را به من نده که من نمیدانم چگونه آن را بنوشم.
طبیبا از دوا بر قامت دیوانه خوی من
مبر پیراهن عصمت که پوشیدن نمیدانم
هوش مصنوعی: ای پزشک، از بدن دیوانهام لباس پاکی را دور نکن، چون من نمیدانم چطور آن را بپوشم.
من آن مست می شوقم که گر صد سال شوق او
نماید آتش و من نیز جوشیدن نمیدانم
هوش مصنوعی: من در اشتیاقی هستم که اگر صد سال هم این شوق درونم شعلهور باشد، باز هم نمیدانم چگونه باید از خود بیخود شوم.
به ریش تازگی از مرهم آسیب نمک ساید
نهی ز الماس و حیرت خروشیدن نمیدانم
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به تجربه و احساسات عمیق انسانی اشاره دارد. شخصی از درد و رنجی که به او رسیده سخن میگوید، و از زیبایی و شکوهی که در آن درد نهفته است، شگفتزده میشود. او نمیداند چگونه باید به این احساسات پیچیده و متناقض پاسخ دهد و در نتیجه در وضعیت حیرت و سردرگمی قرار دارد.
به صد امید با کوشیدنم در مدعا، عرفی
ز استغنا مدان، با قید کوشیدن نمیدانم
هوش مصنوعی: با صد امید تلاش میکنم تا به هدفم برسم، اما ای عرفی، از استغنا و بینیازی غافل نباش. من با وجود تلاش، نمیدانم چه بر من خواهد گذشت.