برگردان به زبان ساده
صد مُهر می نهم به لب گفت و گوی دل
تا گَرد غم به شِکوه نجنبد ز روی دل
هوش مصنوعی: من به انگشت بر دهن میزنم و از دل نمیگویم تا غم و اندوه نتواند به اعتراض و شکایت از روی دل بیفتد.
دامن به سلسبیل نیالاید آن که او
در چشمه سار درد کند شست و شوی دل
هوش مصنوعی: کسی که در چشمههای زلال با دل غمگین خود شستوشو میکند، نمیتواند دامنش به آبهای زلال برسد.
بگداختیم مرهم و الماس ریختیم
آن بر مراد راحت و این در گلوی دل
هوش مصنوعی: ما برای تسکین درد خود به شدت وابسته و زخمخوردهایم، به گونهای که آرامشمان را طلب کردهایم، اما این درد و رنج هنوز در قلبمان باقی مانده است.
با صد غم آشناست دلم، دست ازو بدار
ترسم غمی عنان تو گیرد به بوی دل
هوش مصنوعی: دلم با صدها غم آشناست و اگر از آن غمها دوری کنم، میترسم که غم جدیدی به سمت تو بیاید و دل مرا درگیر کند.
تا چند عمر در غم و اندیشه بگذرد
برداشتیم دست غم از زیر و روی دل
هوش مصنوعی: تا کی باید در غم و فکر زندگی کنیم؟ تصمیم گرفتهایم که غم را از دل خود دور کنیم و از آن رهایی یابیم.
عرفی به یک دو جرعه خون، بیخودی نمود
هرگز نخورده بود شراب سبوی دل
هوش مصنوعی: عرفی با یکی دو جرعه خون به حالت بیخودی و مستی درآمد، در حالی که هرگز شراب دلش را نچشیده بود.