برگردان به زبان ساده
گر چشانی به ملک چاشنی صحبت خویش
جام ِمی گیرد و بر باد دهد عصمت خویش
هوش مصنوعی: اگر به جایی که قدرت و مقام است بنگرید، با کلام خودتان میتوانید نوشیدنی خوشگوار به دست آورید، اما این امکان وجود دارد که پاکی و بیگناهیتان را به راحتی از دست بدهید.
چون به خونریز خودم ساخته ای تشنه کنون
تو هم این لطف بکن تا بکشم منت خویش
هوش مصنوعی: من به خاطر خونریزی که خودم به وجود آوردهام، اکنون تشنهام. امیدوارم تو هم این لطف را انجام بدهی تا من بتوانم بر این نعمت خودم مفتخر باشم.
کشتهٔ ناز کحا، کشتهٔ شمشیر کجا
چون ننازند شهیدان تو بر حالت خویش
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی ما را به مرگ کشانده است، اما مرگ در میدان جنگ یا در اثر شمشیر نیست؛ چرا که شهیدان تو از عشق و فداکاری خود در راه تو یاد میکنند و به حالت خود میبالند.
تا دگر جای به دل ها نکند از غیرت
یا رب آگاه شود درد تو از لذت خویش
هوش مصنوعی: تا زمانی که از غیرت و احساسات دیگران در دلها خبری نشود، خداوند باید از درد و رنج تو آگاه شود و لذت خودش را از آن ببیند.
نه ز مهر آمدی ام بر سر بالین، دم نزع
حیف باشد که گذاری به دلم حسرت خویش
هوش مصنوعی: تو به عشق و محبت به نزد من نیامدی، و در لحظهی آخر عمرم، خیلی تاسفبار است که تنها حسرت وجودت را در دل داشته باشم.
دهن خویش ببوسند و لب خود بمکند
چون در اندیشه ببینند بتان صورت خویش
هوش مصنوعی: برای خود به زیبایی و جذابیت فکر کرده و در دل خود به آن عشق میورزند، چنانکه لبهای خود را میمکند و دهان خود را میبوسند.
عرفی از یاد می وصل برد هوش خرد
بس که بی یار دلم تنگ شد از صحبت خویش
هوش مصنوعی: عشق و یاد کسی که محبوب است، باعث شده که عقل و هوش من تحتالشعاع قرار بگیرد. به حدی که از تنهایی و دوری آن یار، دلم از صحبت با خودم هم گرفته و ناراحت شده است.