برگردان به زبان ساده
درمانده ام به صحبت امید و بیم خویش
گه نوحه سنج خویشم و گاهی ندیم خویش
هوش مصنوعی: من درگیر احساسات متناقض امید و نگرانی خودم هستم؛ گاهی مانند کسی که ناله میکند، در حال ابراز درد و غم خودم هستم و گاهی هم در کنار دوستانم به شادی و خوشی میگذرانم.
کامی که از شرف محک جود حاتم است
می بایدم گرفت از بخت لئیم خویش
هوش مصنوعی: حکمت و بزرگی که از ویژگی سخاوت حاتم سرچشمه میگیرد، میبایست از شانس و سرنوشت بد خود بگیرم.
هوشم فدای نکهت آن گل که تا ابد
نام بهشت کرده بلند از نسیم خویش
هوش مصنوعی: عقل و توانم فدای بوی خوش آن گل است که به خاطر نسیم خود، همیشه نام بهشت را بر سر زبانها آورده است.
رستم ز مدعی به قبول غلط، ولی
در تابم از شکنجهٔ طبع سلیم خویش
هوش مصنوعی: رستم به ادعای دیگران اهمیت نمیدهد و به اشتباهات آنها جواب نمیدهد، اما از ضرری که به روح و ذات پاک خودش میزند، رنج میکشد.
آن کس که بی چراغ در آید به خلوتم
بنمایمش تجلی طور از حریم خویش
هوش مصنوعی: هر کسی که بدون نور و روشنایی به جمع من بیاید، او را به نمایش میگذارم، مثل تجلی نور الهی که در کوه طور رخ داده است.
شکر صفای سینه، کنون آشتی کنم
در رستخیز اگر بشناسم نعیم خویش
هوش مصنوعی: در حال حاضر، با شادی و سعادتی که در دل دارم، تصمیم دارم آشتی کنم و در روز قیامت اگر نعمتهای واقعی و خوشبختیام را بشناسم، به سوی آنها بروم.
اکنون می مغانه به عرفی حلال شد
کز بی خودی گذاشت ره مستقیم خویش
هوش مصنوعی: اکنون شرابخواری با عرف و مذهب سازگار شده است، زیرا او از حالت بیخودی خارج شده و دیگر مسیر مستقیم خود را رها نکرده است.