برگردان به زبان ساده
پا به دامن درکش ای دل و ز جهان ذلت مکش
سهو کردم می کش و از دامنت منت مکش
هوش مصنوعی: ای دل، خود را به آغوش او بسپار و از دنیا و ذلت آن دور شو. اشتباهی کردم، اما شراب بنوش و از محبت او بیمنت مباش.
لاف مردی می زنی در انجمن با دوست باش
خویشتن را چون زنان در گوشهٔ خلوت مکش
هوش مصنوعی: با دوستان خود درباره مردانگی صحبت نکن، زیرا در کنار جمع نمیتوانی خود را مانند زنان در گوشهٔ تنهایی پنهان کنی.
غمزه را بازو مرنجان، زخم را ضایع مکن
اینک آمد جان به لب، کز کشتنم زحمت مکش
هوش مصنوعی: به چشمانت نخرام، زخم را بیفایده نکن. حالا که جانم به لب رسیده، برای کشتن من زحمت نکش.
آسمانست این که حاکم، کشتهٔ تر دامن است
آفتاب است این که نازت می کند، منت مکش
هوش مصنوعی: این دنیا زیر نظر حاکمیتی است که مانند باران بر دامن زمین تأثیر میگذارد و خورشید همچون ناز و عشوهای در آسمان میدرخشد، اما نباید از آن توقع زیادی داشت.
شهرهٔ در عافیت، عرفی قبولی نیست، لیک
آستین غم بگیر و دامن عصمت مکش
هوش مصنوعی: در جامعهای که با مشکلات و سختیها روبهروست، فرد مشهور و مورد توجهی وجود ندارد. اما در عین حال، باید با دستهای پر از غم به استقبال چالشها بروی و از آلودگی و فساد دوری کنی.