برگردان به زبان ساده
منم که می کنم از درد بی کرانهٔ خویش
مگو، مگو ز غم، آرایش زمانهٔ خویش
هوش مصنوعی: من کسی هستم که از درد بیپایان خود شکایت میکنم. دیگر از غم و اندوه نگو، زیرا این درد، چهره و حال من را شکل میدهد.
فلک به چرب زبانی، گدای فرصت نیست
به مدعی ندهی، گوهر یگانهٔ خویش
هوش مصنوعی: آسمان به لحن شیرینش توجه کن، گدا و نیازمند فرصت را در اختیار مدعی قرار نده، چرا که باید ارزش و گوهری که درون خود داری را حفظ کنی.
ز نفخ صور نه توفان نوح بی خطر است
چرا نتازد عنقا به آشیانهٔ خویش
هوش مصنوعی: از وزیدن شیپور قیامت به جز طوفان نوح که بیخطر است، چرا آن پرنده افسانهای (عنقا) به لانهاش نزدیک نمیشود؟
به وعده گاه تو امید آنقدر بنشاند
که در دیار خودم سوخت خانهٔ خویش
هوش مصنوعی: امید و وعده تو آنقدر در دل من نشسته که در سرزمین خودم نیز خانهام را آتش زدهام.
خراب آتش رمز محبتم عرفی
که در شرار نهان می کند زبانهٔ خویش
هوش مصنوعی: عشق من مانند آتش است که در درون خود رمز و رازی دارد و شعلههای آن به طور نهانی این راز را افشا میکند.