برگردان به زبان ساده
گفتم نکنم ز کین فراموش
در حشر مکن همین فراموش
هوش مصنوعی: گفتم که از کینه چیزی نگویم و فراموشش کنم؛ اما در روز محشر، تو هم همین کار را نکن.
کو زخم کرشمه ای که از ذوق
بر لب شود آفرین فراموش
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و تاثیرگذاری عشق اشاره دارد. احساساتی که از عشق ناشی میشود، میتواند چنان عمیق و دلنشین باشد که حتی یاد آن زخم و درد نیز شیرین و لذتبخش به نظر برسد. در اینجا به نوعی از زیباییهای عشق و اثرات آن بر روح و روان انسان اشاره شده است.
خون جوش نمی زند ز خاکم
از کشته مکن چنین فراموش
هوش مصنوعی: خونم از زمین نمی جوشد، پس به خاطر کشتهام اینگونه فراموشم نکن.
صیدی گذرد که از خرامش
صیاد کند کمین فراموش
هوش مصنوعی: یک شکارچی میگذرد که در حرکت خود ممکن است طعمه را فراموش کند.
از نکهت او نسیم کرده است
بوی گل و یاسمین فراموش
هوش مصنوعی: بوی گل و یاسمین به خاطر عطر خوش او در فضا پخش شده است و این عطر آنقدر دلنشین است که فراموشی را از یاد برده.
صد شکر که صاحبان خرمن
کردند ز خوشه چین فراموش
هوش مصنوعی: سپاس فراوان که صاحبان مزرعه از برداشت خوشهها غافل شدند.
جسم ار نه مطیع امر باشد
دانسته کند مکین فراموش
هوش مصنوعی: اگر بدن به فرمان obey نکند، باید بداند که مکانش فراموش شده است.
وین کاش گرم چو باد ناید
دنیا شودم چو دین فراموش
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که مانند باد، گرم و آزاد باشم و از این دنیا بگذرم، همانطور که دین و اصولش را فراموش کردهام.
از بیم شکوه بر زبانم
چون گریه در آستین فراموش
هوش مصنوعی: از ترس اینکه نکند از من شکایت شود، حرفهایم را مانند اشکی که در آستین پنهان شده، فراموش میکنم.
می می کند از کرشمهٔ تو
افروختن جبین فراموش
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت تو، چهرهام داغ و سوزان شده و نمیتوانم آن را فراموش کنم.
از کلک من ار غذا گرفتی
کردی مگس انگبین فرموش
هوش مصنوعی: اگر از قلم من چیزی به دست آوردی، مگس عسل را نادیده بگیر.
یاران بکنید یاد عرفی
می خواستمش چنین فراموش
هوش مصنوعی: دوستان، یادآوری کنید که من چه آرزویی از عرفی داشتم، اما حالا آن را به کلی فراموش کردهام.