برگردان به زبان ساده
چون آمد جان به لب، زانگونه شد محو تماشایش
که تا صبح قیامت، بر لب از حیرت، بود جایش
هوش مصنوعی: وقتی جان به لب رسید، به طرز شگفتانگیزی در تماشای او محو شد، به طوری که تا روز قیامت، در حیرت و شگفتی، بر لب او خواهد ماند.
فلک ما بی غمان را ره دهد در جلوه گاه او
رود پرهیز گویان پیش پیش قد رعنایش
هوش مصنوعی: آسمان به ما که بیغم هستیم، راه میدهد تا به حضور او برویم. افرادی که از دوری و پرهیز میکنند، جلوتر از دیگران به سوی زیباییهای او میروند.
به چشم مردمان از ضعف تن بنمایم و شادم
که بی تابانه هر جا می توان زد بوسه بر پایش
هوش مصنوعی: من به خاطر ناتوانی جسد خود برای مردم به گونهای جلوه میکنم، اما در درونم خوشحالم که میتوانم بیتابانه هر جا که شاید، بر پای او بوسه بزنم.
بپوشید ای ملایک چشم تا دل ها به جا ماند
که باز از چهره یکسو می کند جعد سمن سایش
هوش مصنوعی: ای فرشتگان، چشمانتان را بپوشانید تا دلها آرام بمانند، زیرا موهای مجعد و زیبای او میتواند حواس انسان را پرت کند و توجه را از دیگر چیزها برگرداند.
چو یار از بهر جان، عرفی، قدم ساید به بالینم
به دشواری دهم جان، تا کنم گرم تقاضایش
هوش مصنوعی: وقتی یار به خاطر جانم نزد من میآید، با وجود دشواریها جانم را فدای او میکنم تا بتوانم او را به خواستهاش برسانم.