برگردان به زبان ساده
بزم وصلت دیده ام، آن زهر در جام است و بس
می شنیدم شربت لطفی، همین نام است و بس
هوش مصنوعی: در مهمانی عشق، تنها چیزی که دیدهام زهر است، و همین جا در این جام حس میشود. همیشه میشنیدم که محبت و لطف مانند شربتی است، اما در واقع فقط همین اسم و عنوان است.
دانه می ریزد، تغافل می کن و می بین نهان
شیوهٔ صیاد پی افکندن دام است و بس
هوش مصنوعی: دانهای میریزد و بیتوجهی میکند، در حالی که بهخوبی میداند که صیاد چگونه دامش را میگذارد و شکار میکند.
جلوهٔ ناز از هزاران شیوهٔ خوبی یکیست
خوبی قامت نه رعنایی اندام ست و بس
هوش مصنوعی: زیبایی و ناز یک شخص از هزاران راه ابراز میشود، اما واقعاً خوبی، فقط به زیبایی ظاهری و قامت ربط ندارد.
تا نیابی رهبری گام طلب در ره منه
کز در دیر مغان تا کعبه یک گام است و بس
هوش مصنوعی: تا زمانی که رهبری را نیابی، در پی راهی مرو؛ زیرا فاصلهی بین دیر مغان تا کعبه تنها یک قدم است و بس.
شرم دار ای مدعی، بشناس گوهر از سفال
لب فروبندیم اگر مقصود ابرام است و بس
هوش مصنوعی: ای ادعای بزرگ، شرم کن. باید چیزهای ارزشمند را از چیزهای بیارزش تشخیص بدهی. اگر هدفت فقط پافشاری بر نظر خود است، بهتر است سکوت کنی.
عالم مهر و محبت را طلوع مهر نیست
کس نشان ندهد ز صبح آن جا، همین شام است و بس
هوش مصنوعی: در اینجا به این معنا اشاره میشود که در دنیای مهر و محبت، هیچکس نشانی از صبح و آغاز جدید ندارد و فقط شب و تاریکی بر آن حاکم است. به عبارتی، شرایط موجود به گونهای است که امیدی به روشنایی و روشنی برای آینده وجود ندارد و فقط حالتی از تاریکی و ناامیدی باقی مانده است.
در غمت هر ذره ام صد غوطه در لذت زند
زین ثمر نی صاحب لذت همین کام است و بس
هوش مصنوعی: در غم تو، هر ذره از وجودم غرق لذت میشود. از این میوه، تنها همین حس خوشایند مهم است و بس.
عرفی انجام غمت از رهروان دل مجوی
آن چه در این ره نخواهی دید سرانجام است و بس
هوش مصنوعی: به دنبال دلسوزی و غمخواری از دیگران نباش، زیرا در این مسیر، جز سرانجامی که در انتظار است، چیز دیگری نخواهی دید.