برگردان به زبان ساده
مده تسلی ام از صلحِ بیم دار هنوز
که می شوم به فریبت امیدوار هنوز
هوش مصنوعی: از آرامش و صلحی که دارم، به من تسلی ندهید؛ چون هنوز امید دارم که به فریب تو دچار شوم.
مباد روز قیامت، به وعده گاه بیا
که دل نشسته در آن جا به انتظار هنوز
هوش مصنوعی: نمیدانم چه روزی در قیامت به وعدهگاه خواهی آمد، اما دلم هنوز در آنجا منتظر است.
به دست بوس تو از ذوق، جان برآمد، لیک
نبرده زخم از این لذت، شکار هنوز
هوش مصنوعی: از خوشحالی به حضور تو جانم بیرون آمد، اما از این لذت هنوز زخمی نشدهام و همچنان در پی شکار هستم.
فروگرفت در و بام دیده را حیرت
نگشته گرم نگاه به روی یار هنوز
هوش مصنوعی: چشمهایم به روی یار خیره مانده و همه چیز را نادیده گرفتهام، در حالی که هنوز در حال تماشا و شگفتی هستم.
شوم فدای تو ای دل، که جمله خوبی، لیک
ز یاد غمزهٔ او می شوی فگار هنوز
هوش مصنوعی: من برای تو فدای تو میشوم، ای دل، که تو تمام خوبیها را در خود داری، اما هنوز به یاد نگاه معشوقهات دلت را میسوزانی.
خزان گرفت گلستان عیش را، عرفی
ندیده خرمی فصل نو بهار هنوز
هوش مصنوعی: فصل پاییز شادی و زیبایی گلستان را گرفته است، اما هنوز کسی به خوشحالی و طراوت فصل بهار توجه نکرده است.