برگردان به زبان ساده
گشتم اندر دل خوبان، همه خوبان خودند
همه دل در شکن زلف پریشان خودند
هوش مصنوعی: به میان دل زیبایانی رفتم و دیدم که همه آنها خود زیباییاند و همه دلها به خاطر بینظمیهای زلف پریشانشان شکستهاند.
بس که پیمان شکنی در دلشان جا کرده است
بسته پیمان به خود و آفت پیمان خودند
هوش مصنوعی: دلهایشان پر از عهدشکنی شده و این موضوع باعث شده که خودشان هم به پیمانهایی که بستهاند، آسیب بزنند.
گه در اندیشهٔ خود و گاه در آئینهٔ ما
دیده بر صورت خود دوخته، حیران خودند
هوش مصنوعی: گاهی در فکر خود غرق شدهاند و گاهی نیز در آینه به چهرهشان نگاه میکنند و در این حال به حالت حیرت و amazement به خود خیره شدهاند.
شیوهٔ ناز و نیاز خود و ما برده ز یاد
بلبل باغ خود و وَرد گلستان خودند
هوش مصنوعی: شیوه و طرز دلربایی تو و ما از یاد بردهایم، مثل بلبلانی هستیم که در باغ خود و گلستان خود پرسه میزنند.
نی سبکدستی مهمان، نی مگس ران ادب
همه حلوای تر و مگس خوان خودند
هوش مصنوعی: مهمان با سادگی و بیادبی نمیآید و کرمها هم به خوشمزگی و زیبایی توجه نمیکنند، بلکه فقط به سراغ شیرینی خود میروند.
لب نوشین بمکید و دل مردم بگَزید
نیشتر زار کسان و شکرستان خودند
هوش مصنوعی: لبهای شیرین را بمکید و به دل مردم آسیب بزنید؛ این درد عمیقتر از درد دیگران است و شیرینی خودش را دارد.
عالمی کُشته به بی مهری و با خویش به مهر
همه سرمایهٔ بی دردی و درمان خودند
هوش مصنوعی: دارای دانش و آگاهی، که به خاطر بیمحبتی دیگران از پا درآمده است، اما با محبت به خود و دیگران، تمام سرمایهاش را در آرامش و عدم درد و رنج حفظ میکند.
جان ارباب وفا خاک شد اندر کف دوست
بس که سرگرم نوازشگری خوان خودند
هوش مصنوعی: جان وفادار ارباب در برابر محبت دوست به خاک افتاد، چرا که آنها آنقدر غرق در نوازش و مهماننوازی خود بودند که توجهی به این وفاداری نکردند.
کی به ایمان کسی شان نظر افتد عرفی
همه آئینه به کف دشمن ایمان خودند
هوش مصنوعی: زمانی که به ایمان کسی نگاه میشود، همه چیز در برابر او مانند آینهای مینماید که دشمن ایمان او در دست دارد.