برگردان به زبان ساده
گشود زلف معنبر شمال، تا چه کند
نهفته چهرهٔ عاشق خیال، تا چه کند
هوش مصنوعی: زلف زیبای شمالی را باز کرد، ببینیم چهرهٔ محبوبی که عشق را در دل نهفته دارد، چه کار خواهد کرد.
به یک دو روزه وصالش، زمانه خونم خورد
هنوز دشمنی ماه و سال، تا چه کند
هوش مصنوعی: در عرض چند روزی که با عشقش همراه بودم، زمان هنوز هم به من آسیب میزند. دشمنیهایی که بین روز و شب وجود دارد، نمیدانم چه آیندهای را برای من رقم خواهد زد.
به صد کرشمه مرا سوخت تا خطش ندمید
هنوز کشمکش خط و خال، تا چه کند
هوش مصنوعی: به خاطر زیباییهای چهرهات، قلب مرا به شدت تحت تاثیر قرار داده است، اما هنوز هم در تلاش هستم تا نگذارم این کشمکش بر سر جذابیتها و نشانههای ظاهری ادامه پیدا کند، نمیدانم در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد.
شراب حاضر و شمشیر و طول عمر
پس دو جام دگر این ملال، تا چه کند
هوش مصنوعی: شراب در دست است، شمشیر آماده و زندگی طولانی در انتظار، پس بیایید یک جام دیگر بنوشیم تا ببینیم چه تاثیری بر این دلتنگی میگذارد.
مجال حرف سپارش نبود و بلبل بود
کنون که یافته عرفی مجال، تا چه کند
هوش مصنوعی: بلبل در حال حاضر فرصتی برای صحبت کردن ندارد و اکنون که عرفی به او اجازهی بیان داده، نمیداند چه بگوید.