برگردان به زبان ساده
به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد
امید در دل و در سر هوا نمی گنجد
هوش مصنوعی: در راه کسانی که وفادارند، آرزو و خواستهای در دل و ذهن جای نمیگیرد و نمیتواند وجود داشته باشد.
میان حسن و محبت یگانگی است، چنان
که در میانه به غیر از حیا نمی گنجد
هوش مصنوعی: در دل زیبایی و عشق، یک وحدت خاصی وجود دارد. مانند آنکه در میان این دو، تنها حیا جایی دارد و غیر از آن جایی برای دیگری نیست.
ز بس تنگ شد از مستی کرشمه و ناز
به نرگسش نگه آشنا نمی گنجد
هوش مصنوعی: از شدت شوق و حال مستی، زیبایی و ناز او چنان زیاد شده که دیگر نمیتوانم به چشمانش که دوستشان دارم، نگاه کنم.
چنان ربوده سرم را هوای درویشی
که در سعادت بال هما نمی گنجد
هوش مصنوعی: آنقدر مجذوب حال و هوای درویشی شدهام که نمیتوانم خوشبختی و سروری را تحمل کنم.
خراب روضهٔ عشقم که با فضای دو کون
تذرو عافیتش در هوا نمی گنجد
هوش مصنوعی: وضع خراب عشق من آنقدر سنگین است که آرامش آن در فضای دو دنیا نمیگنجد.
از آن به کعبهٔ اسلام می رود عرفی
که در صنمکدهٔ شید و ریا نمی گنجد
هوش مصنوعی: کسی که در دنیای خودخواهی و ظاهرنمایی گرفتار است، نمیتواند به حقیقت و معنای عمیق ایمان برسد و به جایی چون کعبهٔ اسلام قدم بگذارد.