برگردان به زبان ساده
باز شاهین امیدم اوج پروازی کند
لیک شوقم در هوای وصل شهبازی کند
هوش مصنوعی: پرندهی امیدم گمان دارد که پرواز بلندی خواهد داشت، اما آرزویم این است که در آغوش وصال محبوبی مانند شاهباز پرواز کنم.
تا نشانی هست در راه، از سم گلگون فیض
بانگ بر شبدیز جان زن که سبکبازی کند
هوش مصنوعی: هنگامی که نشانههایی در مسیر وجود دارد، با نواهای دلانگیز از عشق و شادی به روح خود قدرت و نشاط ببخش، تا بتوانی با سبکی و آزادگی زندگی کنی.
با هوسناکان نفاق آمیز دارم صحبتی
عندلیب قدس با زاغان هم آوازی کند
هوش مصنوعی: با افرادی که هوسهای ناپاک دارند، صحبت میکنم، مانند آن که بلبل پاکی با درشتیهای سیاه در یک آهنگ همخوانی میکند.
دین اگر این است که این جمع پرشان را بود
برهمن بر اهل دل شاید که طنازی کند
هوش مصنوعی: اگر دین به این معنا باشد که این جمع پرشور در کنار هم باشند، پس شاید بر اهل دل، شادی و طنازی بیاورد.
راز عشق از این تراوش می کند، از من مرنج
گر بود روح الامین محرم، که غمازی کند
هوش مصنوعی: راز عشق از دل برمیخیزد و اگر روحالامین (فرشتهی وحی) هم از من چیزی را بگوید، تو از آن نرنج.
صحبت بیگانه بندد، دست شوخی های عشق
عشق را در پرده بر، تا با دلت بازی کند
هوش مصنوعی: صحبتهای کسی که غریبه است، به نوعی مانع میشود؛ عشق باید در پس پرده باقی بماند تا بتواند با دل تو بازی کند.
فوج شادی را به خون افکنده است، دیگر دل کجاست
کآفرین بر دست و تیغ عرفی غازی کند
هوش مصنوعی: شادی را به تباهی کشانده است، دیگر دل کجا است که ستایشگر شمشیر و دست این غازی باشد.