برگردان به زبان ساده
دوش دل آرایش بزمش تمنا کرده بود
دیدهٔ امید را مست تماشا کرده بود
هوش مصنوعی: شب گذشته دل به آرایش جشن و سرور مشغول بود و چشم امید، مست تماشای زیباییها شده بود.
جان ز شرم ناکسی، داخل نمی شد در بدن
در حریم سینه کز اول غمت جا کرده بود
هوش مصنوعی: چون تو را دیدم، از شرم و خجالت نتوانستم به قلب و سینهام وارد شوم، در حالی که از نخستین روز غمت، آنجا جا گرفتهای.
وصل لیلی مطلب مجنون نبود، او را مدام
لذت آوارگی ها، دشت پیما کرده بود
هوش مصنوعی: در این بیت، به این نکته اشاره شده است که عشق مجنون به لیلی تنها به خاطر وصال او نبود. بلکه او از سرگشتگی و wanderings در دشتها لذت میبرد، و این تجربیات برایش ارزشمندتر از رسیدن به لیلی بودند. مجنون در واقع از خود به دوری و آوارهگی خوشحال بود و این حالت را بیشتر از داشتن لیلی میپسندید.
ای طبیب از آه من کون و مکان در آتش است
گر دوا می داشت ، درد من ، مسیحا کرده بود
هوش مصنوعی: ای پزشک، از درد و نالهام آسمان و زمین در آتش است. اگر دارویی برای درد من داشتی، اکنون درد من را مانند مسیحا درمان میکردی.
حسن را، از شیوه ها، گاهی بود، میلی به ناز
ورنه موسی، بی طلب، صد ره تماشا کرده بود
هوش مصنوعی: گاهی حسن، بر اساس طبیعتش، تمایلی به ناز و کرشمه دارد، اما موسی، بدون هیچ خواستهای، بارها به تماشای زیباییها رفته بود.
در ملامت صبر کن، عرفی، که آخر فیص عشق
زین چمن گل ها به دامان زلیخا کرده بود
هوش مصنوعی: صبر کن تا بر تجربیات و ملامتها غلبه کنی، چون سرانجام عشق، مانند گلهایی که در این چمن روییدهاند، به زلیخا ختم میشود.