برگردان به زبان ساده
دوش از پیش نظر، چون غمش از دل برود
چه کنم آه، که یک دم ز مقابل برود
هوش مصنوعی: دیشب وقتی او از جلویم رفت و غصهاش از دلم رفت، چه باید بکنم، آه که حتی یک لحظه هم از مقابل من دور نشود.
تا ابد ناوک کاری خورم و جان ندهم
دشمنی گر نکند بخت، که قاتل برود
هوش مصنوعی: من همیشه تیرهایی از درد را تحمل میکنم و جانم را به خاطر دشمنی نمیدهم، اگر بخت با من یار نباشد، حتی اگر دشمن نیز برود.
چون رود غمزهٔ او تیغ زنان، از دنبال
نیم بسمل عجبی نیست که بسمل برود
هوش مصنوعی: نگاه دلربا و زیبا و تند او مانند شمشیری است که به سوی من میتازد، بنابراین تعجبی ندارد که من که به عشق او مجروح شدهام، به دنبالش بروم و به او نزدیک شوم.
به وداع که مرا می بری ای دل، بگذار
گر بمیرم من و جان از پی محمل برود
هوش مصنوعی: هنگامی که تو مرا ترک میکنی، ای دل، بگذار اگر میخواهم بمیرم، جانم هم از پی تو برود.
ننگ آن صید زبونم، که چو در صیدگهی
به غلط کشته شود، ننگ به قاتل برود
هوش مصنوعی: این شعر به بیان تأسف و شرم از وضعیت کسی میپردازد که به دام افتاده و به طور نادرست و ناخواسته کشته میشود. در اینجا، صرفاً به این موضوع اشاره شده که اگر کسی به اشتباه در دام بیفتد، این ننگ و عیب به گردن قاتل است و نه به پای او. این یک نوع انتقاد از بیعدالتی و عدم توانایی خود شکار در دفاع از خود است.