برگردان به زبان ساده
برهمن کیشم، که صدقم طعنه بر اصحاب زد
طاق آتشخانه ام صد خنده بر محراب زد
هوش مصنوعی: من برهمن هستم و با نگاهی تند به دیگران انتقاد میکنم، در حالی که درونم به مانند آتشخانهای است که صدها بار به خودم میخندم و بر سجدهگاه خود دقت میکنم.
مرحبا ای عشق گلبانگی که بی آشوب تو
عافیت خوش تکیه ها بر بالش سنجاب زد
هوش مصنوعی: سلام ای عشق زیبایی، که بدون وجود تو، آرامش و آسایش بر تکیهگاههایی که به نوعی مثل بالش سنجاب هستند، معنایی ندارد.
موج توفان سایه هر گه بر سر کشتی فکند
مُنعم از بهر تسلی ،تکیه بر اسباب زد
هوش مصنوعی: موج توفان هر بار بر سر کشتی سایه میاندازد، اما کسی که با نعمتها آشناست، برای آرامش خود به وسایل و ابزارها تکیه میکند.
کو گلاب کفر تا بر چهرهٔ ایمان زنم
گر تهی از هوش گشت و تکیه بر محراب زد
هوش مصنوعی: کجاست آن گلاب کفر که بر چهرهٔ ایمان بزنم؟ اگر از هوش رفته باشد و به محراب تکیه زده باشد.
خضر آب زندگی نوشید و عرفی خون دل
این منور شعله گردید، آن قدح بر آب زد
هوش مصنوعی: خضر، که نماد جاودانگی و علم است، آب زندگی را نوشید و عرفی، با دلتنگی و اشتیاق، شعلهای روشن در خود به وجود آورد. او در حین این تغییر و تجلی، قدحی را بر آب زد.