برگردان به زبان ساده
ز شهر دل به گوشم هر نفس فریاد می آید
که اینک لشگر غم خوش به استعداد می آید
هوش مصنوعی: از دل شهر، هر لحظه صدایی به گوشم میرسد که لشکری از غم آماده میشود و در راه است.
اگر شیرین عنان را گرم سازد، بنگرد خسرو
که گلگون جانب او ، یا بر فرهاد می آید
هوش مصنوعی: اگر شیرین با محبت و عشق به خسرو نزدیک شود، باید دید که آیا خسرو به او توجه میکند یا اینکه آن محبت و توجه را به فرهاد میدهد.
دلم در دام آن صیاد مستغنی است و می ترسم
که افتت رخنه ای در دام تا صیاد می آید
هوش مصنوعی: دل من به دامی افتاده است که صیاد آن به هیچ چیز نیاز ندارد و من نگرانم که این دام به خاطر آمدن صیاد، زخمی شود یا آسیب ببیند.
نصیحت می کنندم دوستان، ای غم بیا و تو
به خاشاک من آتش زن، که این جا باد می آید
هوش مصنوعی: دوستانم مرا نصیحت میکنند که ای غم، بیا و به من آتش بزن. چون اینجا باد در حال وزیدن است.
نمی آید ز پرویز استماعش، ورنه شیرین را
ز سر تا پا صدای نالهٔ فرهاد می آید
هوش مصنوعی: پرویز از شنیدن نالههای فرهاد بیخبر است، وگرنه صدای نالههای فرهاد به خوبی در وجود شیرین حس میشود.
همانا دیده عرفی عزتی زان دلفریب امشب
که می آید ز بزمش باز، خوش دلشاد می آید
هوش مصنوعی: امشب که زیبایی دلربا به مهمانی میآید، دیدن او برای عرفی افتخار بزرگی است و دلش از خوشحالی پر است.