برگردان به زبان ساده
هر که حرصش گام زد، کامش روا هرگز نشد
هر که سلطان قناعت شد، گدا هرگز نشد
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر حرص و طمع خود پیشرفت کند، هیچگاه به خواستههایش نخواهد رسید. اما کسی که به قناعت و رضایت از آنچه دارد برسد، هرگز به تنگدستی و فقر مبتلا نخواهد شد.
کام جانم درمیان آب و آتش حاضر است
هر که با همت برآید بینوا هرگز نشد
هوش مصنوعی: خواسته و آرزوی من در میان مشکلات و چالشهاست، هر کسی که با عزم و اراده جلو بیاید، هرگز بیمثال یا ناامید نخواهد ماند.
بندهٔ تمکین دل گردم که در راه وفا
سیل غم هر چند افزون شد، ز جا هرگز نشد
هوش مصنوعی: من خود را تسلیم عشق کردهام و در مسیر وفا، هر چند که غمها و مشکلات بیشتر شود، هرگز از وفا و صداقت خود دست نخواهم کشید.
نی همین دل یافتست از کعبهٔ عشقت صفا
هر چه در این چشمه شستم بی صفا هرگز نشد
هوش مصنوعی: دل من از عشق تو صفای ویژهای پیدا کرده است، اما هرچقدر هم که در چشمهات شستهام، هیچگاه به پاکی و صفای واقعی دست نیافتهام.
هرگزت در دل نیاید کاین پریشان روزگار
شرمسار از یک نگاه آشنا هرگز نشد
هوش مصنوعی: هرگز به ذهنت خطور نکند که این روزگار آشفته و نگران، تا به حال به خاطر یک نگاه آشنا شرمنده شده است.
بس که این درد از من و دل دشمن آسایش است
صد مرض به گشت مجنون را ، شفا هرگز نشد
هوش مصنوعی: اینقدر که این درد من و دل دشمن را آزار میدهد، مجنون هم با وجود ابتلای به صد بیماری، هرگز درمان نشد.
در هوای پارسایی، عرفی از هر معصیت
گشت صد ره تایب، اما پارسا هرگز نشد
هوش مصنوعی: در پرتو زندگی پرهیزکارانه، عرفی هزار بار از گناهان دست کشید، اما هیچگاه به واقع پارسا و پرهیزگار نشد.