برگردان به زبان ساده
کو شورشی که صحبت شادی به هم خورد
غم خون دل بریزد و دل خون غم خورد
هوش مصنوعی: شورشی که وقتی صحبت سر شادمانی پیش میآید، غم و اندوهش را به نمایش بگذارد و دلش از غم و درد دل پر شود.
زهر غم تو گر بچکانم به کام خضر
آب حیات ریزد و خون عدم خورد
هوش مصنوعی: اگر درد و غم تو را بچشم، حتی اگر خضر، که به آب حیات معروف است، در کام من بریزد، باز هم خون عدم را مینوشم.
نازم به آن کرشمه که جای کباب و می
خون فرشته و دل مرغ حرم خورد
هوش مصنوعی: به زیبایی و جذبه آن دلربا افتخار میکنم که در جایی که باید لذت و شادابی را تجربه کرد، روح ملایم و لطیفی همچون فرشته به سر میبرد و دل مرغ حرم نیز تغذیه میشود.
زخم زجاج دوست ندارد تراوشی
کو شیشهٔ دلی که به دیوار غم خورد
هوش مصنوعی: زخم شیشهای دوست ندارد که از آن آبشار احساسات بریزد، زیرا شیشهای که بر اثر غم به دیوار برخورد کرده، دیگر تاب تحمل ندارد.
گر شرح کاوکاو غم او رقم کنم
دود از قلم برآید و مغز قلم خورد
هوش مصنوعی: اگر بخواهم درد و غم او را به زبان بیاورم، چنان عمیق و سوزناک است که حتی جوهر قلم نمیتواند آن را تحمّل کند و از شدت اندوه، دودی برخواهد خاست و خود قلم نیز شکسته خواهد شد.
می جوشدم ز هر سر مو چشمه چشمه خون
هر گه که دل به ذوق شهادت قسم خورد
هوش مصنوعی: از هر قسمتی از بدنم، مانند چشمه، خون میجوشید هر بار که قلبم به عشق شهادت سوگند میخورد.
نامش ز لوح همت عرفی به در نویس
آن تشنه کاب خضر ز جام کرم خورد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نام او در دفتری که نشاندهنده تلاش و ارادهاش است ثبت شده، و او همچون خضر که از جام رحمت و لطف الهی سیراب میشود، از بخششهای پروردگار بهرهمند است.