برگردان به زبان ساده
کوی عشق است و همه دانه و دام است اینجا
جلوهٔ مردم آزاده حرام است اینجا
هوش مصنوعی: این مکان، محلی است برای عشق، اما پر از تلهها و دامهاست. در اینجا، دیدار و حضور مردم آزاده ممنوع است.
هرکه بگذشت در این کوی به بند افتادهست
طائر بی قفس و دام کدام است اینجا
هوش مصنوعی: هرکس که از این خیابان عبور کند، درگیر و گرفتار شده است. پرندهای که در قفس نیست، در اینجا چه نوع دام و تلهای وجود دارد؟
آنکه هر گام بلغزید در این کوی برفت
صنعت راهروان لغزش گام است اینجا
هوش مصنوعی: کسی که در هر قدم در این مسیر لغزید، طعنه به کار را برگزید و فهمید که در اینجا، راه رفتن با لغزش قدم همراه است.
عشرت بزم تو زآن است که محنت بر ماست
صبح آن ناحیه وقتیست که شام است اینجا
هوش مصنوعی: خوشی و لذت مهمانی تو به خاطر این است که ما در سختی و مشکلات به سر میبریم. صبح در آنجا زمانی است که شب در اینجا حاکم است.
برو از عشق مچین معرکه ای شیخ حرم
طفل را شیوهٔ بازیچه حرام است اینجا
هوش مصنوعی: به هیچوجه عشق را به بازی نگیرید، ای شیخ حرم. اینجا کودک را به عنوان وسیلهای برای بازی نمیتوان استفاده کرد، زیرا این کار نادرست است.
شوق موسی چه که آن مه چو برآید بر بام
مشعل طور کمندافکن بام است اینجا
هوش مصنوعی: شوق موسی به چه معناست، وقتی آن ماه زیبا که از بالای کوه طور میدرخشد، گویا اینجا نیز کمند میافکند و دلها را به خود جذب میکند.
در حرم ذکر بتی دیرنشین خاص من است
للَّه الحمد که این زمزمه عام است اینجا
هوش مصنوعی: در این مکان مقدس، یاد و نام یک بت قدیمی که متعلق به من است به گوش میرسد، و من شکرگزارم که این صدا و زمزمه در میان مردم بسیاری شنیده میشود.
عشق بنشست ز پا در ره جویایی قرب
زاغ اندیشه همان کبک خرام است اینجا
هوش مصنوعی: عشق در مسیر جستجوی نزدیک شدن نشسته است، اما زاغ فکر فقط همان کبک ساکن و بیحرکت است.
سرّ تقدیر در آن نشئه رسد شحنه به گوش
سر این مسئله نگشای که خام است اینجا
هوش مصنوعی: راز تقدیر در آن عالم به گوش سر میرسد. این موضوع را فاش نکن، زیرا در اینجا هنوز ناآگاه و خام است.
عرفی از هر دو جهان میرمد الا در دوست
همهجا وحشی از آن است که رام است اینجا
هوش مصنوعی: انسان در دو جهان به دنبال آزادگی و رهایی است، اما در کنار دوست و محبوب، همیشه احساس وحشیگری و بیقراری دارد؛ زیرا در این مکان، آنچه که او را رام و آرام کند، وجود ندارد.