برگردان به زبان ساده
هنوز خسته دلم راه عدم می زد
که با گلوی خراشیده بانگ غم می زد
هوش مصنوعی: دل من هنوز خسته و بیتاب است و در میان تاریکیها و ناامیدیها قدم میزند. در این حال، صدایی از درونم به گوش میرسد که از درد و غم حکایت میکند.
قضا هنوز نیفکنده بود طرح کنشت
که کوس بی ادبی بر در صنم می زد
هوش مصنوعی: هنوز سرنوشت طرح و نقشه تو را نداشت که نادانی بیادب بر درگاه معشوق میکوبید.
هنوز حسن نگاری ندیده بود صلاح
که ترک غمزه به دل ناوک ستم می زد
هوش مصنوعی: هنوز هیچ زیبایی را ندیده بود که صلاح باشد، اما دل تیر خورده از ستم چشمانش را با غمزه ترک میکرد.
هئوز سایه نشین آفتاب حسن ز زلف
گرفته دست بر آن زلف خم به خم می زد
هوش مصنوعی: در زیر نور خورشید زیبایی، سایهای نشسته است که موهایش به شکل خمیده و زیبا در دست گرفته شده و با آن بازی میکند.
به جان دوست که فصّاد غمزه نیش نداشت
که آتش از رگ بیماریم علم می زد
هوش مصنوعی: به جان دوستان قسم، که چشمان زیبای محبوب هیچ گونه آزار و نیشی نداشت، اما آتش بیماری من را همچنان شعلهور میکند.
به کعبه آمده عرفی ز کفر دور نمود
به این نشانه که ناقوس در حرم می زد
هوش مصنوعی: عرفی به کعبه آمده و نشان داده که از کفر و شرک دور شده است، چرا که در حرم، صدای ناقوس را میزند.