برگردان به زبان ساده
عشق اگر مرد است، مرد او تاب دیدار آورد
ورنه چون موسی بسی آورد، بسیار آورد
هوش مصنوعی: اگر عشق واقعی وجود داشته باشد، انسانی که عاشق است باید تحمل دیدار محبوب را داشته باشد. در غیر این صورت، مانند حضرت موسی، او نیز داستانها و تجربیات زیادی دارد، اما نتوانسته است به وصال برسد.
تا فریبد ابلهان را در متاع روی دوست
آسمان پیش از تو یوسف را به بازار آورد
هوش مصنوعی: برای فریب دادن نادانان، زیبایی و ارزش چهره دوست را به نمایش میگذارند، همانطور که پیش از تو، یوسف را به بازار آوردند و مورد توجه قرار دادند.
بس که زخم غمزه خوردم زمین مشهدم
خرمن خنجر به جای بوته ی خار آورد
هوش مصنوعی: به خاطر درد و زخمهایی که از نگاههای دلربا و فریبنده خوردهام، زمین مشهد (نماد یا مکانی مقدس) حالا مثل مزرعهای شده که به جای بوتههای خاری که انتظار داشتم، انبوهی از خنجرها را در آن میبینم.
کافری دان عشق را کز شغل من گر وارهد
گردن روح القدس در قید زنار آورد
هوش مصنوعی: عشق را به عنوان یک کفر و نادانی بشناس، زیرا اگر کسی به شغل من بپیوندد، حتی روحالقدس هم به زنجیر کافرانهاش خواهد افتاد.
بگذر از دارالشفای عشق کز بهر علاج
هر نفس آید مسیح آن جا و بیمار آورد
هوش مصنوعی: عشق مانند داروخانهای است که در آن هر لحظه عیسی (پیامبر) برای درمان بیماران میآید. بنابراین، بهتر است از آن گذر کنی، زیرا هر کسی به عشق نیاز دارد و در آنجا میتواند آرامش و درمان یابد.
مو به مویم دوست شد، ترسم که استیلای عشق
یک انالحق گوی دیگر بر سر دار آورد
هوش مصنوعی: موهای من به دوست شبیه شدهاند و میترسم که قدرت عشق، فردی دیگر را به فرجامی مشابه برساند.
ای که عرفی را مسلمان خوانده ای، او را بکاو
تا ز کفرآباد دل، بت های پندار آورد
هوش مصنوعی: ای کسی که عرفی را مسلمان مینامی، او را در عمق وجودش جستجو کن تا از سرزمین کفر، اندیشههای باطل را به همراه بیاورد.