برگردان به زبان ساده
گر شوم صد سال محروم از نگاه روی دوست
دیده نگشایم مگر وقتی که آیم سوی دوست
هوش مصنوعی: اگر صد سال از دیدن چهرهی محبوبم محروم باشم، هرگز چشمانم را نمیگشایم مگر زمانی که به سوی او بروم.
تا قیامت هر سر مویم جدا در خون تپد
گر به آرامم نباشد رخصت از سرکوی دوست
هوش مصنوعی: هر شب تا قیامت، اگرچه سرم جدا شود، در خون غم میغلتد، چون هیچ اجازهای برای آرامش ندارم، از کوی محبوب.
ای مسیحا زانو از لطفم به زیر سر منه
عهد این شوریده سر مشکن به خشت کوی دوست
هوش مصنوعی: ای مسیحا، لطف خودت را بر سر من بگذار و قول این دیوانه را نشکن و مرا از راه دوستی دور نکن.
از کمال خرمی عاشق نگنجد در کفن
گر نسیمی آید و گوید که دارم بوی دوست
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی آنقدر عمیق و زنده است که حتی در لحظههای سخت و غمگین، نمیتوان آن را در قالب غم و درد محدود کرد. اگر نسیمی بیاید و بویی از دوست را بیاورد، تمام رنگ و رو را عوض میکند و عشق زنده میشود.
کس نمی پیچد ز عرض مهر عرفی، منع بس
من ز دل پرسیده ام ، او می شناسد خوی دوست
هوش مصنوعی: هیچ کسی به محبت و عشق واقعی بیتوجهی نمیکند، و من بارها از دل خود سؤال کردهام که اوه، تنها او است که دوستی را به خوبی میشناسد.