برگردان به زبان ساده
لطف گهر عتاب بشکست
دل رایت اضطراب بشکست
هوش مصنوعی: خوشگذرانی و زیبایی معشوق دل را در هم شکسته و نارضایتی و نگرانی را نیز فروریخته است.
بد مست من آستین بر افشاند
پیمانه ی آفتاب بشکست
هوش مصنوعی: غروب ناگهانیِ خورشید، مانند بادهای که در پیمانه ریخته شده، باعث شد که تاریکی شب به سرعت فرود آید.
زلفت به جهان فکنده آشوب
در دیده ی فتنه خواب بشکست
هوش مصنوعی: زلف تو در دنیا با زیباییاش تلاطم و اضطراب ایجاد کرده و در چشمانم که خوابآلوده بود، به ناگاه خواب را شکست.
پیمان وصال در دماغم
صد شیشه ی پر گلاب بشکست
هوش مصنوعی: در ذهن من، مانند شکستن صد شیشه پر از گلاب، پیمان دوستی و وصال در هم شکست.
این ناله که در جگر شکستیم
سیخ است که در کباب بشکست
هوش مصنوعی: این نالهای که در دل داریم، مانند سیخی است که در هنگام پختن کباب میشکند.
صد گوهر راز وقت اظهار
از غایت اضطراب بشکست
هوش مصنوعی: در لحظههای پر از اضطراب، بسیاری از رازها و ارزشهای درونی انسان نمایان میشوند و بهناچار بیرون میآیند.
گفتی که دلت شکسته ی کیست؟
در زیر لبم چو آب بشکست
هوش مصنوعی: تو پرسیدی دل ک кого شکسته است؟ من نیز در خودم احساس شکستگی را دارم.
عرفی دل ما چو طره ی یار
در پنجه ی پیچ و تاب بشکست
هوش مصنوعی: دل ما مانند مویی که به دست یار پیچ خورده و در هم ریخته، شکسته و در هم ریخته است.