برگردان به زبان ساده
چو تن به جان و به دانش دل و به عقل روان
فروختهست زمانه به دولت سلطان
هوش مصنوعی: زمانه به قدرت و سلطنت پادشاه، بدن را به جان، فهم را به دل و عقل را به روح فروخته است.
یمین دولت و مر ملک را دلیل به یُمن
امین ملت و مر خلق را ز رنج امان
هوش مصنوعی: دولت یمین و حکومت را با خیری که در ملت وجود دارد، تأمین میکند و این خیر باعث آسایش و آرامش مردم میشود.
ز جان به فکرت محکم برون کنند ثناش
ز کوه، زرّ به آهن برون کند کُهکان
هوش مصنوعی: از جان به فکرش بهخوبی خارج میشود، همانطور که از کوه ستایش میپردازند، طلای خالص هم از دل آهن خارج میشود.
لقاش جانی کاندر خیال او خردست
سخاش ابری کاندر سرشگ او طوفان
هوش مصنوعی: چهرهاش جاننواز است و در تصورش، خُلق و خویش نرم و لطیف مانند ابری است که در اشکهایش طوفانی نهفته دارد.
سپهر گفت ز من کوشش و ازو جنبش
زمانه گفت ز من طاعت و ازو فرمان
هوش مصنوعی: آسمان گفت که تلاش و کوششم از من است و زمانه بیان کرد که اطاعت و فرمانبرداری از من ناشی میشود.
مدیح او بقیاس آفتاب رخشانست
بنور صفوت او خلق معترف یکسان
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم به روشنی و زیبایی او شگفت زدهاند و همه به نور پاکی او اعتراف دارند.
ایا کسی که ندانی وجود را ز عدم
در وجود و عدم جود و خشم خسرو دان
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که وجود را از نبود تمییز بدهد و خشم و بخشش پادشاه را بشناسد؟
مگر حرارت صفر است حمله بردن او
کزو مخالف تا زنده را زده یرقان
هوش مصنوعی: اگر حرارت به صفر برسد، به او حمله کردن خطرناک است، چون ممکن است با حمله به چیزی که مخالفش است، موجود زندهای را که ممکن است دچار مشکل شود، آزار بدهد.
از آن که آهن و سودا بطبع هر دو یکیست
ز بیم تیغش گیرد عدوش را خفقان
هوش مصنوعی: چون آهن و سودا از نظر طبیعت شباهت دارند، به خاطر ترس از تیغش، دشمنش دچار تنگنای نفس میشود.
بدان فرود خدائی بهم نبوّت و ملک
برادرند غذا یافته ز یک پستان
هوش مصنوعی: بدان که پیامبری و پادشاهی دو برادرند که هر دو از یک منبع واحد تغذیه میشوند.
خدای طاعت خویش و رسول خواست
نکرد فرق بدین هر سه امر در فرقان
هوش مصنوعی: خداوند از بندگان خود خواسته که به عبادت و اطاعت او بپردازند و پیامبرش را نیز به عنوان الگو و راهنما برای خود قرار دهند. در این میان، تفاوتی میان این سه موضوع وجود ندارد و همگی در یک راستا قرار دارند.
نجات خلق بحمد محمد و محمود
سر نبی و نبی خدایگان جهان
هوش مصنوعی: نجات مردم به خاطر شکرگزاری برای محمد و محمود، که سرور پیامبران و بزرگترین خداوندان عالم هستند.
از آنکه بد بحجاز آن و این به ایرانشهر
حجاز دین را قبله است و ملکرا ایران
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در حجاز، دین و اصول آن، محور و قطب اساسی است، در حالی که در ایرانشهر شرایط و ویژگیهای خاصی وجود دارد. به عبارت دیگر، حجاز به عنوان مرکز دین محسوب میشود و ایران نیز جایگاه خاص خود را دارد.
هر آن کمان که بجنباندش کس آن نکشد
چنان که سر بهم آرند گوشهای کمان
هوش مصنوعی: هر زمان که کسی کمان را به حرکت درآورد، دیگران نمیتوانند آن را بکشند، همانطور که سر کمان با گوشهایش به هم نزدیک میشود.
رود ز شست درستش صواب تیرش اگر
بجای سوفار آرد بسوی زه پیکان
هوش مصنوعی: در این بیت، به نظر میرسد سخن از این است که اگر هدف و مسیر درست و صحیح باشد، حتی اگر تیر یا اقدام از نقطهای متفاوت نشأت بگیرد، باز هم میتواند به هدف نهایی خود برسد. به عبارت دیگر، مهم آن است که مسیر درست انتخاب شود تا نتیجه مطلوب حاصل گردد.
مبارزان را تیرش همی چرا نکشد
از آنکه هست گذارش بچشمۀ حیوان
هوش مصنوعی: مبارزان به دلیل اینکه توجه حیوانات را جلب میکنند، نمیتوانند با تیرهایشان به راحتی هدف قرار بگیرند.
ولیکن ار کشد از بهر آن کشد که چرا
مرا ز بهر تو آمد ز دست او هجران
هوش مصنوعی: اما اگر او به خاطر من چیزی را بکشد، فقط به این دلیل است که چرا من به خاطر تو از دست او دور شدم.
ایا هوای ترا در دل ملوک وطن
ایا رضای ترا بر سر زمانه عنان
هوش مصنوعی: آیا عشق و محبت تو در دل پادشاهان میهن من است؟ آیا خشنودی تو بر سر روزگار و زمانه حاکم است؟
بدین جهان نفروشد حکیم خدمت تو
وگر بجان بفروشد بود بنرخ ارزان
هوش مصنوعی: حکیم در این جهان هیچگاه خود را به خاطر خدمت به تو نمیفروشد، و اگر بخواهد جانش را بفروشد، این کار را به قیمت ارزان انجام نمیدهد.
توئی که رای تو در دل همی فروزد عقل
توئی که روی تو در تن همی فزاید جان
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که اندیشهات در دل دیگران شعلهور میشود و عقل تو، وجودت را در جسم دیگران پرورش میدهد.
بفرّ قصر تو شد خوب همچو عقد به درّ
هوای بست و لب هیرمند و دشت لکان
هوش مصنوعی: قصر تو به زیباییِ یک عقد درخشنده و زیبا است که با هوای لطیف و دلپذیر احاطه شده و لبهای هیرمند و دشت لکان را در بر گرفته است.
اگر بدیدی نعمان سرای فرّخ تو
ره سدیر و خور نق نکوفتی نعمان
هوش مصنوعی: اگر نعمان را در آفرینش و زیباییاش میدیدی، از حیرت و شگفتی آنجا نمیتوانستی به خود بیایی و به جایی خیره شوی.
ببویش اندر عطار هندوان عاجز
برنگش اندر نقاش چینیان حیران
هوش مصنوعی: بوی او را در عطر عطاران هند میجویی، در حالی که نقاشان چینی از زیباییاش حیران و ناتوان هستند.
یکی نگاشته اصلی که بی تکلف رنگ
شود ز دیدن او دیده ها نگارستان
هوش مصنوعی: نگاه کسی که به سادگی و بدون زحمت زیبایی میآفریند، چون با دیدن او، چشمان انسان تبدیل به جایی پر از زیبایی و هنر میشود.
فروغ او بشب تیره نور روز سفید
هوای او بزمستان هوای تابستان
هوش مصنوعی: نور او در شب تار مانند روشنی روز در دل شب است و وجود او در زمستان مانند هوای دلپذیر تابستان است.
بپشت ماهی پایش ببرج ماهی سر
زمین باصل و سر بر جهاش بر سرطان
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی تصویرگر یک صحنه است. در آن از ماهی که در زیر آب است صحبت میشود، در حالی که سر آن به سمت سطح آب و بالای آن اشاره دارد. همچنین به جایگاه و حالت قرارگیری آن اشاره شده است، که میتواند نماد تلاش و حرکات آن در محیط خود باشد. این تصویر میتواند به طرز زندگی و تلاش موجودات در طبیعت اشاره کند.
بهار طبع ولیکن بدو بهار حقیر
ارم نهاد ولیکن بدو ارم خلقان
هوش مصنوعی: بهار طبیعت زیباست، اما بهار واقعی در مقام و جایگاه حقیر قرار دارد. در حقیقت، بهار وجود انسانها و خلقت است که ارزشمندتر و برجستهتر به نظر میرسد.
ز محکمی پی بنیاد او ، به بیخ زمین
ز برتری خم ایوان او خم کیوان
هوش مصنوعی: به دلیل استحکام پایههای او، به عمق زمین، ایوان او از خمش به ستاره کیوان برتری دارد.
ور از رواق گشاده نظر کنی سوی آب
همه قوام جسد بینی و غذای روان
هوش مصنوعی: اگر از فضای باز و دلپذیری نگاه کنی به سمت آب، متوجه میشوی که همه چیز به پایداری جسم و تغذیه روح کمک میکند.
بروی صحرا چندانکه چشم کار کند
کشیده بینی پیروزه رنگ شاد روان
هوش مصنوعی: در دشت به اندازهای که چشم میتواند ببیند، رنگی شاد و درخشان مانند پیراهنی زیبا گسترده شده است.
بلور حل شده بینی به پی باد صبا
شکن گرفته چو زلف بتان ترکستان
هوش مصنوعی: وقتی باد نرم صبحگاهی میوزد، مانند بلوری که در آب حل شده، همه چیز را لطیف و زیبا میکند. این حالت به زلفهای مجعد و خوشریخت دختران ترکستان شباهت دارد که خود نیز جذاب و دلربا هستند.
ز عکس آب هوا سبز گشته چون خط دوست
سپهر سبز و جهان سبز گشته چون بستان
هوش مصنوعی: به علت تابش نور و انعکاس آب، هوا به رنگ سبز در آمده است. همچنین آسمان و جهان نیز حالت سبز به خود گرفتهاند، مانند یک باغ زیبا.
ز سبز کلۀ خرما درخت مطرب وار
همی خروشد بلبل همی زند دستان
هوش مصنوعی: از لای برگهای سبز درخت خرما، نغمههایی شبیه به آواز یک مطرب به گوش میرسد و بلبل نیز در حال نواختن و خواندن است.
گر از بلند رواقش نظر کنی سوی شیب
ستاره بینی روی زمین کران بکران
هوش مصنوعی: اگر به دقت به بلندیهای رواق نگاه کنی، در آنجا ستارههایی را میبینی که به سمت زمین میافتند و کرانهای بکر زمین را روشن میکنند.
بساط ازرق بینی فراخ از شبنم
برآن بساط پراکنده لؤلؤ و مرجان
هوش مصنوعی: در این متن، اشاره به زیبایی و وسعتی است که در اثر شبنم بر روی یک سطح ایجاد شده و این زیبایی به شکل دانههای لؤلؤ و مرجان جلوهگری میکند. تصور کن که در یک صبح زود، نور خورشید بر روی قطرات شبنم میتابد و آنها مانند جواهراتی درخشان در اطراف پخش شدهاند.
همی درخشند گویی تو گشت چرخ فلک
یکی بزیر و یکی از برو تو در دو میان
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که ستارهها در آسمان میدرخشند و گویی تو در میان آنها هستی، یک ستاره پایینتر و یکی بالاتر از تو قرار دارد.
وگر یکی بدر خانه ژرف در نگری
کشیده بینی حصنی ز گوهر الوان
هوش مصنوعی: اگر کسی به عمق خانه نگاه کند، قلعهای از جواهرات رنگارنگ را میبیند که در آنجا قرار دارد.
رواق تخت سلیمان و آب زیر رواق
بسان صرح ممرد که خلق ازو بگمان
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف زیبایی و بزرگمنشی تخت سلیمان میپردازد و اشاره میکند که آب زیر این رواق مانند بنایی محکم و استوار به نظر میرسد، بهطوریکه مردم در مورد آن فکر و گمان میکنند. این تصویر نشاندهندهی عظمت و شگفتی است که انسانها از آن الهام میگیرند و میتوانند آن را در ذهن خود بهخوبی تصور کنند.
ز عکس او متلون شده چو قوس قزح
وگر بخواهی شو بنگر و درست بدان
هوش مصنوعی: به خاطر تأثیر وجود او، مانند رنگهای رنگین کمان تغییر کردهام. اگر بخواهی، میتوانی به من نگاه کنی و حقیقت را به خوبی درک کنی.
شدست بسته زبانم ز وصف کردن او
بوصف هر چه بخواهی منم گشاده زبان
هوش مصنوعی: دهانم برای تو بسته است و نمیتوانم از او صحبت کنم، اما در مورد هر چیزی که بخواهی، میتوانم به راحتی صحبت کنم.
بدین لطیفی جائی بدین نهاد سرای
نکرد جز تو کس ای شهریار در کیهان
هوش مصنوعی: تنها تویی که در این جهان با این لطافت و زیبایی وجود داری و هیچ کس دیگری نمیتواند به پای تو برسد. ای پادشاه، در این کیهان جز تو کسی نمیتواند دل را اینچنین سرشار کند.
زمین چو خوش بود از وی نبات خوش باشد
ز رای خاطر عامر چنین بود عمران
هوش مصنوعی: هرگاه زمین خوش و آباد باشد، گیاهان هم از آن خوب و زیبا خواهند بود. بنابراین، اگر کسی با نیت نیک و توجه به عمران و آبادانی عمل کند، نتیجهاش به بهروزی و شکوفایی میانجامد.
همیشه تا بجهان در بود قران و قرین
قرین دولت بادی بصد هزار قران
هوش مصنوعی: همیشه در این جهان قرآن و دین و عدالت همراه یکدیگر هستند و این مقولات به اندازه صد هزار دین و ثروت ارزش دارند.
بهر چه گوئی داری تو مایه و تصدیق
بهر چه خواهی داری تو قدرت و امکان
هوش مصنوعی: برای هر چیزی که بخواهی، تو منابع و اعتبار لازم را داری و برای هر درخواست و آرزویی که داری، تو توانایی و امکان انجام آن را در اختیار داری.
مباد بی تو زمانه مباد بی تو زمین
مباد بی تو مکین و مباد بی تو مکان
هوش مصنوعی: مبادا که دنیای بدون تو وجود داشته باشد، مبادا که زمین بدون تو باشد، مبادا که بی تو جایی باشد و مبادا که فضایی بدون تو باشد.
موافقان هدی را ز فر دولت تو
چهار چیز بجای چهار گشته عیان
هوش مصنوعی: موافقان هدایت تو، از برکت دولت تو، چهار چیز را به وضوح جایگزین چهار چیز دیگر کردهاند.
بجای محنت : نعمت . بجای غم : شادی
بجای بیم : امید و بجای ضعف : توان
هوش مصنوعی: به جای سختیها، خوشیها داریم. به جای اندوه، شادمانی مییابیم. به جای نگرانی، امیدی تازه داریم و به جای ناتوانی، قوت و توانایی احساس میکنیم.
مخالفان هدی را ز بیم هیبت تو
چهار چیز بجای چهار شد بنیان
هوش مصنوعی: مخالفان راه هدایت از ترس چهره ی با عظمت تو چهار چیز را به جای چهار نفر قرار دادند.
بجای عمر : هلاک و بجای درمان : درد
بجای ناز : نیاز و بجتی لهو : احزان
هوش مصنوعی: در زندگی، به جای اینکه به خوشبینی و لذت فکر کنیم، بیشتر با مشکلات و دردها روبرو هستیم. نیازهای ما به ناز و محبت تبدیل شده و احوالمان تحت تاثیر غم و اندوه قرار دارد.