شمارهٔ ۵۹
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۵۹
کرده تا چشم ترم انشاء ز مژگان ابر را
میکند در قطره شرم بحر پنهان ابر را
بیتفاوت میکند ریزش کف دریادلان
خار و گل در قسمت فیض است یکسان ابر را
تا سحاب دیدهی من جوش طوفان میزند
مینماید پردههای چشم حیران ابر را
دیده را این ماجرا از ابر روشن تر بُود
داده مژگان ترم تعلیم باران ابر را
در سحاب خطّ مشکین تا چو ماه آن چهرهراست
مدّ آهم کرده رشک باغ ریحان ابر را
چون هوا گرد غبارم از خیال جلوهاش
میکند آئینهی حُسن گلستان ابر را
آستین نورس چو بردارم ز چشم خونفشان
میدهم جولان خس بر روی طوفان ابر را
شمارهٔ ۵۸: حمایل حلقهی دام است این زیورپرستان را
شمارهٔ ۶۰: به گلشن بس که دارد غنچه تقلید حجابش را
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
7
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.