شمارهٔ ۴۵۲
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴۵۲
ای ز گلزار تو مالامال گل هر دامنی
یوسفستان از نسیمت جیب هر پیراهنی
نافه خیز از سنبلستان تو ناف هر غزل
پرده دار نوبهار جلوه ات هر گلشنی
باغ لطفت را ز هر شبنم محیط رحمتی
بحر قهرت را ز هر گرداب چاه بیژنی
دور بینان تو را درجلوه گاه معرفت
شعله ور از سایه ی هر خال نخل ایمنی
بی سوادان حقیقت را ز حسن بی حدت
نامه ای واکرده ای سیمای هر سیمین تنی
شمع ایوان حضورت هر زبان آور بود
بلبل گلزار بیرنگ تو شد هر الکنی
آفتاب وحدتت تابیده بر هر ذره ای
سر بر آورده است این یوسف ز هر پیراهنی
از فروغ مشعل حسن تو در اجزای سنگ
هر شراری چون گهر دارد چراغ روشنی
با وجود پرتو خورشید عصیان سوز تو
میزند در نیل قسمت غوطه هر تر دامنی
بهر صید پرتو مهرش به هر کو بی خبر
حلقه ی را می بود هر ذره را از روزنی
کثرت صورت نسازد پردگی نقاش را
هست بر پیدایی از خلقش دلیل روشنی
بس که نورس با حدیثت معجز روح اللهی است
خامه ی فکر تو باشد مریم آبستنی
شمارهٔ ۴۵۱: آتش آلود می شرم گداز آمده ای
شمارهٔ ۴۵۳: ای که چون زلف دو تا در هم و آشفته زمایی
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
12
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.