شمارهٔ ۴۵۱
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴۵۱
آتش آلود می شرم گداز آمده ای
نازمت گرم در آغوش نیاز آمده ای
شعله ور ز اتش می جامه ی موجی در بر
همچو چاک دل من سینه ی باز آمده ای
چون سخن شوخی و تمکین به هم آمیخته ای
چون نگه بی سخن و نکته طراز آمده ای
در پری خانه ی بی رنگ حیا از شوخی
چون پریزاد نگه شعبده باز آمدی
بر هم سینه ی صد چاکی و چون ترک نگاه
دست بر قائمه ی خنجر ناز آمده ای
آمدی بی خبر و لشکر ناز از دنبال
از ره مهر و وفا عربده ساز آمده ای
فرصتت باد که در دایره اهل نیاز
خانه پرداز تر از جلوه ی ناز آمده ای
مست و بی مانع و آیان و شلا بین حرکات
مدعا پرور و امید نواز آمده ای
نقد صبر و دل ودین باخته چون نورس ما
در بساطش چه توان یافت که باز آمده ای
شمارهٔ ۴۵۰: چرخ صیادی است صیدش هر کجا فرزانه ای
شمارهٔ ۴۵۲: ای ز گلزار تو مالامال گل هر دامنی
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.