شمارهٔ ۳۹۰
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۳۹۰
ز مهر جلوه فال تجلی زد بر او دوشم
که چون صبح از گل خورشید زرین است آغوشم
از آنرو راز دار حیرتم با شد دُر گوشش
که چون آب گهر محو صفای آن بناگوشم
تواند پرتو خورشید خضر راه من گردد
که از باغ جهان چون شبنم گل خانه بردوشم
گهی مجنون زلف و گاه محو نافه ی خالم
به مویی یا به بویی لیلی من می پرد هوشم
به دل گفتم کجایی در چه کاری گفت خوش باشد
ز چین کاکلش در سایه ی خط بناگوشم
خموشی در سخن پیچده دارد معجز نطقم
چو چشم سحر سازش بی سخن گو یاد خاموشم
محیط آتشین موج غمم درعشق او نورس
چو شور بحر طوفان گل کند از شوخی جوشم
شمارهٔ ۳۸۹: از چمن تا کعبه ی کوی تو رفت از خود دلم
شمارهٔ ۳۹۱: گرم و تر در عشق چون اشک کباب افتاده ام
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
7
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.