شمارهٔ ۳۸۹
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۳۸۹
از چمن تا کعبه ی کوی تو رفت از خود دلم
نکهت گل ناقه گشت و غنچه ی گل محملم
نی همین بر سینه از اشک من آتش دانه سوخت
موی آتش دیده شد برقی که زد بر حاصلم
کم نگردداز سر من سایه ی خورشید حسن
چون محبت ریشه محکم کرد در آب و گلم
آتش یاقوت از آب گهر گردد بلند
سایه گر افتد ز هجر از داغ خونین دلم
نو سواد خط زنجیرند این دیوانگان
رگ سلاسل شد بر اعضا از جنون کاملم
همچو کیمخت نیامش در حجاب ظلمت است
جدول آب حیات از شرم تیغ قاتلم
نیست باکم گر چو کشتی تن به دریا داده ام
می دهد صورت غبار خاطر از غم ساحلم
داغ حرمان سوخت بر دل گرمی هنگامه ام
در گداز پرتو خود همچو شمع محلفم
خانه بر دوش غمش را نیست جایی در نظر
همچو نورس کوچه ی تیغش بود سر منزلم
شمارهٔ ۳۸۸: به گلشن حرفی از بالای آن گل پیرهن گفتم
شمارهٔ ۳۹۰: ز مهر جلوه فال تجلی زد بر او دوشم
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.