شمارهٔ ۳۸۵
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۳۸۵
شور سودای تو در سر دارم
عرض سرمایه ی محشر دارم
در دلم پرتو حسن ازل است
شعله ی طور به مجمر دارم
نیست هر نشاه مرا رهزن هوش
مستی از باده ی دیگر دارم
قندی خوی تو مطلب کردم
نامه بر بال سمندر دارم
پرده برداشتنی در کار است
تا من آیینه برابر دارم
رگ یاقوت شود موج نفس
لب چو از خون جگر تر دارم
پادشاهی است خیالش کردن
هر نفس عالم دیگردارم
نورس از هر چه درآید به نظر
دل ز اسباب جهان بر دارم
شمارهٔ ۳۸۴: بوسه بر لعل گهر بار تو سیمین بر زدم
شمارهٔ ۳۸۶: دست و پا از خون چو مژگان در حنا می داشتم
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.