شمارهٔ ۳۷۲
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۳۷۲
عجب مدار که پا در رکاب شد دل و دینم
خراب جلوه ی آن خوش نشین خانه زمینم
گذشته تا به لبش نامم از تجلی حسن
نگارخانه ی چین شد سواد نقش و نگینم
عبیر پیرهن محشرست مشت غبارم
چو شور تازه کند از تبسم نمکینم
شبی که بود دلم تر دماغ نکهت زلفش
به جای اشک ز مژگان چکید نافه ی چینم
به حکم ناز دهد آبروی حسن عتابش
به موج چشمه ی خورشید سر ز چین جبینم
چو رشک بهله فروچیده دستگاه به خونم
ز پیچ و تاب میان بسته ی کمر چه کمینم
به بال فکر و نظر نورس آن قدر که پریدم
ندا و عقل نشان از نگار پرده نشینم
شمارهٔ ۳۷۱: به ایمایی ز ایمان بی نصیب انداختی بازم
شمارهٔ ۳۷۳: چون من از شرم گناه خویش از جا می روم
اطلاعات
وزن:
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
7
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.