شمارهٔ ۳۴۹
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۳۴۹
تا کند عزم صبوحی شبنم از صهبای گل
غنچه در بزم چمن صورت دهد مینای گل
بهر ما دریا کشان منقار بلبل در چمن
بادبان کشتی می بود در دریای گل
شرح رنگین جلوه های حسن عالم سوز او
می توان چون آب خواند از صفحه سیمای گل
یافت تشریف دگر گلشن ز حسن جلوه اش
نقش پایش می کشد تصویر بر دیبای گل
از نسیم جلوه اش روشن چراغان گل است
خنده می سازد بماند از غنچه اش غوغای گل
از لطافت دربهار جلوه گرد راه او
چون قبای رنگ چسبان است بر بالای گل
گرفشاند آستین بر حسن گلشن خون نسیم
از شکست رنگ می پاشد ز هم اجزای گل
تا به یاد غنچه ی خندان او گریان شدم
همچو شنبم زد سرشکم غوطه در دریای گل
نیست نورس را به جز جانان به کس دلبستگی
نیست در سر عند لیبان را به جز سودای گل
شمارهٔ ۳۴۸: تا به حسن معنی ام شد راهبر صاحب جمال
شمارهٔ ۳۵۰: مست آمد آن نسرین بدن چون خرمن گل در بغل
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.