شمارهٔ ۳۴۸
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۳۴۸
تا به حسن معنی ام شد راهبر صاحب جمال
نسخه ای برداشتم از روی هر صاحب جمال
از کمال رتبه ی خودآدمی غافل بود
از جمال خویش باشد بی خبر صاحب جمال
اکثر این دانش پناهان دین به دنیا داده اند
می خورد افزون فریب از راه زر صاحب جمال
تازه گردد شاخ گل هر جا به آبی می رسد
بیشتر دارد به چشم تر نظر صاحب جمال
چون شود چسبان مشقت سفته می گردد کمر
دارد از آمیزش هر خس خطر صاحب جمال
بیشتر پروانه شمع هنر خوبان شوند
آدمی گردد به معنی از هنر صاحب جمال
پاکتر دامن مرا از آب و از آیینه است
دارد از چشم و دل نورس خبر صاحب جمال
شمارهٔ ۳۴۷: رویت چو ماه چارده از صنع ذوالجلال
شمارهٔ ۳۴۹: تا کند عزم صبوحی شبنم از صهبای گل
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
7
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.