شمارهٔ ۲۱۸
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۱۸
شاخ نرگس پسری می آید
رشک باغ نظری می آید
تازه روحم ز خیالش گردد
از سخن تازه تری می آید
بوی سنبل ز نگاهم زده موج
نو مزلف پسری می آید
دل به پرواز طپیدن آمد
از خدنگش خبری می آید
تازه بهر سند داغ دلم
شاهد معتبری می آید
از سرین تو به خون می غلطم
کار تیغ از سپری می آید
خط ز خال لب او سر زده است
بوی داغ جگری می آید
هر گره عقده گشایی دارد
شب ما را سحری می آید
تند جو شد سخن از لعل لبش
سیل آب گهری می آید
قاصد روزی ام از عالم غیب
تو نباشی دگری می آید
از پی خواندن دل زان خط لب
رقعه ی مختصری می آید
نورس از مصر نی کلک تو باز
کاروان شکری می آید
شمارهٔ ۲۱۷: بر عارض تو زلف دوتا موج میزند
شمارهٔ ۲۱۹: در دلم تا شهپر شاهین عشقش باز شد
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
12
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.