شمارهٔ ۲۱۲
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۱۲
گل فرو ز جلوه تا آن عنبرین کاکل شود
از تماشای رخش نظاره شاخ گل شود
بر دلم تا پرتو اندازد خیال کاکلش
چون نفس در سینه آهم دسته ی سنبل شود
قبض ها آماده بسط است در گلزار دهر
هر گره در کار ما چون غنچه آخر گل شود
دلبران را شور عاشق باعث آشفتگی است
گل پریشان روز گار از ناله ی بلبل شود
پیکرم را پرتو حسنت چو بزم آرا شود
داغم از کیفیت چشم تو جام مل شود
تا به ایرانم بود قرب جواز ملک هند
عرصه ی جولان من کشمیر تا کابل شود
نورس از جرم خود و روز جزا اندیشه چیست
شامل حال تو لطف صاحب دلدل شود
شمارهٔ ۲۱۱: محو آن دندان گهر را آب پندارد که برد
شمارهٔ ۲۱۳: بس که انشا کرده دل از آه پیچان گرد باد
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
7
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.