محو آن دندان گهر را آب پندارد که برد
تشنه ی آن لب شکر را آب پندارد که برد
با بط می خویش را در عالم آب افکند
طفل بی پروا پدر را آب پندارد که برد
جان چکار آید مرا چون رفت جانان از نظر
مرغ بسمل بال و پر را آب پندارد که برد
چشم طوفان دیده را گوهر نیاید در نظر
کشتی ام موج خطر را آب پندارد که برد
سوختم نورس مرا با چشمه ی حیوان چکار
داغ دل خون جگر را آب پندارد که برد
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: حسین آقایی
تعداد ابیات: 5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.