شمارهٔ ۱۸۴
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۸۴
نظر کی مو شکاف از خط آن رخسار بردارد
که هر مرغوله اش زنجیر بر پای نظر دارد
به آیینی که مژگان تکیه بر لخت جگر دارد
به هر جزء دلم آمیزش آن موی کمر دارد
گران خیزی کند طوفانی خواری عزیزان را
در این دریا زلنگر بیشتر کشتی خطر دارد
سرت را بوسه گاه تیغ می سازد تن آرایی
که بر سر ابلق مقراض شمع از تاج زر دارد
مکش تیغ زبان خویش را بر مُهر خاموشی
که اینجا بیشتر شمشیر آفت از سپر دارد
کسی پوشد نظر از آبروی مردم دانا
که چشمش آب مروارید نقصان گهر دارد
سرشکم عرض حیرت می دهد در عین بی تابی
زشوخی های تمکین تو رنگی چشم تر دارد
به گلشن صحبت ما بیشتر با لاله در گیرد
که برگ عیش از داغ دل و خون جگر دارد
زجولان رم آهو نگاه من چه می پرسی
که نقش پایی از چشم غزالان شوخ تر دارد
نفهمیدست نورس لطف صافی را ز دردآن کس
که از رخسار خوبان چشم بر طرف کمر دارد
شمارهٔ ۱۸۳: تا گل داغم به نخل آه و دل پیوند کرد
شمارهٔ ۱۸۵: تازگی داغ دلم را آه حسرت می دهد
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.