شمارهٔ ۱۸۳
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۸۳
تا گل داغم به نخل آه و دل پیوند کرد
آستین از اشک گلگون دامن الوند کرد
در نظر مژگان اشک آلوده را شاخ نبات
از شکر خند مکرر آن لب چون قند کرد
اتصالش را دهد صورت مگر پیوند وصل
چون جدایی ها جدا بند مرا از بند کرد
پاکبازانت به بوی پیرهن قانع شوند
خاطر از پیغام خشکی می توان خرسند کرد
آن که از موی کمر کوه سرین را می کنند
خون ما را با غرور حسن هم پیوند کرد
قتل عام زادگان فکر کج فهمان کنند
داغ ما را اختلاط خونی فرزند کرد
نورس از تسلیم من ناصح به خود بالیده است
همچو پندارد که دردم را علاج از پند کرد
شمارهٔ ۱۸۲: ملک بر مزرع بی حاصل ما خوشه چین باشد
شمارهٔ ۱۸۴: نظر کی مو شکاف از خط آن رخسار بردارد
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
7
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.