شمارهٔ ۱۵۷
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۵۷
هر که در قید فرنگ خویش است
می توان گفت که کافر کیش است
از نجیبان نرسد هیچ گزند
شاه زنبور از آن بی نیش است
طایر نامه بر او عنقاست
دور گردی که محال اندیش است
سعی ها ضامن مطلب باشد
هر خبر در گرو تفتیش است
هر فسادی که بود با بیشی است
با کمی رتبه ی بیش از بیش است
هر که برداشت دل از جمعیت
فارغ از تفرقه و تشویش است
غافل از مرتبه ی فقر مباش
شاه یک بنده ی نا درویش است
چشم مرهم نتوان داشت زمشک
دل ما از خط خوبان ریش است
نورس از قافله ی اهل سخن
هر که دنبال فتد در پیش است
شمارهٔ ۱۵۶: محبت را اساس استواری است
شمارهٔ ۱۵۸: نه فلک یک رقم از فرد شناسایی توست
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.