شمارهٔ ۱۳۲
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۳۲
ای فیض صبح گردهای از آستانهات
خورشید دُرد جام شراب شبانهات
تا زلف مشکبار تو از دست دادهام
دارم هزار چاک به دل همچو شانهات
چون بلبلم در آتش گل جوش میدهی
ای دل کباب گرمی ناز و بهانهات
پیشاند زلف و خال تو در دلبری ز هم
باجی نمیدهند به هم دام و دانه ات
صورت گرفت نقش گرفتاریات به خود
تا گشت خلوت دلم آیینه خانهات
دل دادهای به هم چو خودی یا به خود بگو
حسرت تو را و از نگه عاشقانهات
تا زد ره تو پردهی عشاق همچو گل
در خون طپید بلبل رنگین ترانهات
نورس به رنگ طالب آمل در این چمن
گلهای بوسه ریخته بر آستانهات
شمارهٔ ۱۳۱: دستم ز پیچ و تاب دل از کار مانده است
شمارهٔ ۱۳۳: دگر نقاب تو را از رُخَش زمان جدایی است
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.