شمارهٔ ۱۲۲
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۲۲
کشت تمکینش مرا انصاف نیست
دامن من زیر کوه قاف نیست
میزند گر تیغ بیباکم چه باک
میزنم لاف غم او لاف نیست
اشکم اطلس پوش از آن رخسار شد
از خطش کی بوسه مخمل باف نیست
از خلافش سکهی دلها شکست
چون درستی بابت صرّاف نیست
میگشاید هر سحر جیب تو را
سینهی آیینه با ما صاف نیست
برندارم از گریبان تو دست
چاک اگر جیب تو تا ناف نیست
پر تَهِ کارَت به است از روی کار
اطلس رومی است شال خاف نیست
میزنی دم از هجای ما چرا
با الف میم تو از ما کاف نیست
از تو راضی شد به سودای نگاه
دیدِ نورس بین که بیانصاف نیست
شمارهٔ ۱۲۱: آبروی گوهر ما را به نیسان کار نیست
شمارهٔ ۱۲۳: در دل و دیده چه گنجینهی گوهر که مراست
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.