شمارهٔ ۱۱۷
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۱۷
نور چون مهر پردهدار من است
آبرو چون گهر حصار من است
بس که صاف است سینهام با خلق
عقدهی هر دلی به کار من است
تند هر جا که بوی گل آید
رد جولان شهسوار من است
از ره حرف وا شود گاهی
قفل ابجد دهان یار من است
میکشم بادهی لب لعلش
خطّ او موسم بهار من است
دست فکرت از این حنا رنگین
سِحر معنی کف نگار من است
کشتی عالمی است طوفانی
دل دریا مگر کنار من است
طارح مطلع هلالی لب
خال موزون لعل یار من است
آنچه گردد نقاب چهرهی فکر
پردهی چشم اشک بار من است
دم زدن لب ز مدعا بستن
مَثَل جبر و اختیار من است
نورس آشفته زلف و کاکل یار
چهرهپرداز روزگار من است
شمارهٔ ۱۱۶: چون غنچه دلم از می گلرنگ گرفته است
شمارهٔ ۱۱۸: در حلقههای زلف چو دل خانهها گرفت
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن مفاعلن فعلن
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
11
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.