برگردان به زبان ساده
بیا ای از رخت چشم بدان دور
مکن از خویش نیکان را تو مهجور
هوش مصنوعی: بیا و از چهرهات برم را دور نکن، نیکان را از خود دور میسازی.
کنون کز ساغر عشرت شدی مست
چنین ما را بغم مگذار مخمور
هوش مصنوعی: حالا که از جام شادی سرمست شدهای، ما را با غم و اندوه خود آزرده نکن.
ز رویت چشم هرگز برنداریم
که ما را در نظر هستی تو منظور
هوش مصنوعی: ما هرگز از زیبایی چهرهات چشم برنمیداریم، زیرا تو در نظر ما حقیقت وجودیامان هستی.
توان مستور مهرت داشت در دل
اگر ماندی می اندر شیشه مستور
هوش مصنوعی: اگر عشق تو در دل من باقی بماند، میتوانم رازها و احساسات درونم را مثل مایع در شیشهای پوشیده نگه دارم.
مرا مستی ز لعل و چشم ساقیست
نه از جام بلور و آب انگور
هوش مصنوعی: مست شدن من به خاطر زیبایی و نگاه ساقی است و نه به خاطر شراب در جام بلورینی.
دلی دیگر نمی بینم در این شهر
که نبود از غم هجر تو مسرور
هوش مصنوعی: در این شهر دیگر دلی نمیبینم که از غم دوری تو خوشحال باشد.
ز رویت تافته تا نور نوری
تجلی زار گشته عالم از نور
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و نوری که از چهرهات میتابد، جهان به وضوح و درخشش آمده و همه چیز از نور تو روشن شده است.