برگردان به زبان ساده
چو مرغم تا قفس بنیاد کردند
اسیر دام آن صیاد کردند
هوش مصنوعی: چون پرندهای که وقتی قفس را ساختند، به دام آن صیاد گرفتار شد.
دلم کز فرقتش ویرانه بود
ز گنج وصل او آباد کردند
هوش مصنوعی: دل من از دوری او خراب و ویران شده بود، اما به برکت وصال او دوباره سرشار از خوشبختی و نشاط شده است.
ندارد جز قفس مرغ دلم جای
کنونش کز قفس آزاد کردند
هوش مصنوعی: دلم اکنون جایی جز قفس ندارد، زیرا از آن قفس آزاد شدهام.
بجای شیر خون در جوی شیرین
روان از دیده فرهاد کردند
هوش مصنوعی: به جای اینکه فرهاد از خون خود مایه بگذارد، از چشم او آب شیرین به جریان افتاد.
مبارک روزی و خرم دمی بود
که عشقش در دلم ارشاد کردند
هوش مصنوعی: روزی خوش و لحظهای شاد بود که عشق او در دلم به راهنمایی درآمد.
غمش تا مایه شادیست جان را
از او بس جان غمگین شاد کردند
هوش مصنوعی: غم او باعث شادی من شده و این غم جانم را شاد کرده است.
رسد تا نور بیدل را بفریاد
وظیفه بر لبش فریاد کردند
هوش مصنوعی: نور بیدل به او رسید و به وظیفهاش اشاره کرد، به طوری که بر لبش فریاد کردند.