برگردان به زبان ساده
یارم که سر وفا ندارد
در سر بجز از جفا ندارد
هوش مصنوعی: دوست من وفاداری ندارد و تنها در دلش غیر از ناپاکی چیزی وجود ندارد.
بهر همه دارد او وفا لیک
بهر من مبتلا ندارد
هوش مصنوعی: او برای همه وفاداری و محبت دارد، اما برای منِ گرفتار و رنجکشیده هیچ وفایی ندارد.
هر کو برهش سری فدا کرد
چون من خبری ز پا ندارد
هوش مصنوعی: هرکس برای عشق خود جان فدای کرد، اما من از عشق آنقدر دیوانهام که هیچ نشانی از خودم ندارم.
بی صیقل ز برای دیگران است
جز هجر برای ما ندارد
هوش مصنوعی: هیچ چیز به جز دوری و جدایی برای ما نمیماند، در حالی که به خاطر دیگران، زندگی باید صیقل و زیبایی داشته باشد.
بیگانه کجا شود خبردار
کز وی خبر آشنا ندارد
هوش مصنوعی: بیگانه چگونه میتواند از وضعیت کسی آگاه شود در حالی که هیچ خبری از او ندارد؟
قاصد ز کدام ره فرستم
آنجا که رهی صبا ندارد
هوش مصنوعی: کسی را بفرستم تا پیامی را به جایی برساند که از آنجا بادی خوش و دلپذیر نمیوزد.
آن کس که مرا از او جدا کرد
گویا خبر از خدا ندارد
هوش مصنوعی: کسی که باعث جدایی من از او شد، انگار که از خدا بیخبر است.
بزمی که صفای آن ز نور است
بی نور دمی صفا ندارد
هوش مصنوعی: جشنی که زیباییاش به خاطر نور است، بدون نور لحظهای هم زیبا نخواهد بود.