برگردان به زبان ساده
با پای لطف نگارا به کوی ما گذری کن
به چشم رحم خدا را به سوی ما نظری کن
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا، با مهربانی و لطف خود به خیابان ما سری بزن و با نگاه رحمت خداوند به ما بنگر.
ببخش بر رخ چون کهربا و اشک چو لعلم
از آن دو بُسَّد شیرین نصیبِ ما شکری کن
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهات، که همچون کهربا درخشان است، و به خاطر اشکی که مانند لعل میریزد، خدا را شکر میکنم که از این دو نعمت شیرینی نصیب ما گردیده.
به غمزه گوی که آخر نصیب بیگنهی ده
به بوسه گوی که آخر دوای بیبصری کن
هوش مصنوعی: به کسی که با ناز و غمزه خود توجه میکند بگو که در پایان، کسی که بیگناه است را نیز به محبت نزدیک کند. و به کسی که با بوسه میگوید بگو که در نهایت، این محبت میتواند درد و رنجهای ناشی از نداشتن بصیرت را درمان کند.
به غمزهی تو جزین التماس شرط نباشد
به ما چو برنگری گو به ناز وانگری کن
هوش مصنوعی: در چهرهی تو جز این که به زیبایی و ناز لطف کنی، چیزی نیست؛ وقتی به ما نگاه میکنی، با ناز و محبت نگاهمان کن.
از آن وفور کرامت که رسم لطف تو باشد
برای مزد خدا را نثار ما قدری کن
هوش مصنوعی: از برکت و بزرگواری تو که همواره لطف و مهربانیات را شامل حال ما میکند، بخشی از رحمت و نعمتهای خداوند را به ما عطا کن.
به یک کرشمه که کردی دل از برم بربودی
بیا و باز رهانم، به قصدِ جان دگری کن
هوش مصنوعی: با یک حرکت ساده، دل مرا از دستم گرفتی. بیا و دوباره مرا آزاد کن، اما این بار قصد دل بریدن از کسی دیگر را داشته باش.
به شرح بر سرِ خاکم نویس قصه دردم
به یادگار در افواهِ عاشقان سمری کن
هوش مصنوعی: در کنار خاک من، داستان دردهایم را بنویس؛ تا یادگاری برای عاشقان باقی بماند و در گفتار آنها بپیچد.
نزاریان به حضر چون دوای درد ندانی
مکش جفا ز رقیبان دگر برو سفری کن
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی چگونه به درد دل دیگران رسیدگی کنی، بهتر است که از آزار رساندن به رقیبان خود دست برداری و به جای آن، سفری کنید.