برگردان به زبان ساده
چه خوش باشد پس از هجران کشیدن
ملاقاتِ عزیزان بازدیدن
هوش مصنوعی: دیدن دوباره عزیزان پس از مدت طولانیای که از هم دور بودهایم، چه لذتی دارد!
نباید شد به غربت تا نباید
سرِ دست از پشیمانی گزیدن
هوش مصنوعی: نباید به غربت پناه برد، زیرا در این صورت ممکن است از تصمیمات خود پشیمان شوی.
شرابِ تلخِ هجران ناگوارست
ولی ناچار میباید چشیدن
هوش مصنوعی: فراق و دوری از معشوق تلخ و دشوار است، اما ناگزیر باید آن را تجربه کرد.
دلی دارم که بیآرامِ جانم
نمییارد زمانی آرمیدن
هوش مصنوعی: دل من آرام و قرار ندارد و هیچگاه نمیتواند لحظهای استراحت کند.
دمی ساکن نمیگردد که در بر
ندارد هیچ کاری جز تپیدن
هوش مصنوعی: لحظهای هم آرام نمینشیند مگر اینکه کاری انجام دهد و تنها کاری که میکند، تپیدن است.
بلایِ عشق بس مبرم قضاییست
به خیره با قضا نتوان چخیدن
هوش مصنوعی: عشق، بلایی است که شدت و تأثیر آن بسیار بالا است و نمیتوان در برابر سرنوشت و قضاوت آن بیتوجه بود.
ندارم راه ورویِ دیگر الّا
اجازت خواستن، رجعت گزیدن
هوش مصنوعی: من راه دیگری ندارم جز اینکه از تو اجازه بگیرم و دوباره به سمت تو برگردم.
نمیدانم که خواهد بهرِ الله
دمی در کوزه بختم دمیدن
هوش مصنوعی: نمیدانم که آیا برای خداوند، زمانی در زندگی من فرصت مناسبی ایجاد خواهد شد.
نمیدانم به چشمِ استمالت
که خواهد جانب ما بنگریدن
هوش مصنوعی: نمیدانم که چه زمانی نگاه مهربانانهات به سمت ما خواهد آمد.
نزاری خوب رویان در کمیناند
امید از ایمنی باید بریدن
هوش مصنوعی: خوشچهرهها در حال انتظار هستند و برای اینکه دچار ناامنی نشویم، لازم است که امید خود را از آنها قطع کنیم.
همان بیغولهی عزلت گرفتن
همان بنشستن و دم در کشیدن
هوش مصنوعی: در جایی دور از افراد و شلوغی زندگی کردن و به آرامی نشستن و فکر کردن.