برگردان به زبان ساده
چون دردمند به حیّ علی الصّلات
ساقی به دست من ده سرمایه ی حیات
هوش مصنوعی: وقتی که دردمند را میبینم، به یاد دعوت به نماز میافتم و از تو میخواهم که سرمایههای زندگی را به دست من بسپاری.
دانی که بس ثوابِ جزیل است اگر کنی
دفعِ خمارِ سخت که جز وی ست از ممات
هوش مصنوعی: آیا میدانی اگر بتوانی به خوبی حال بد و خمار را دور کنی، ثواب بسیار زیادی نصیبت میشود؟ زیرا تنها چیزی که از مرگ جداست همین حال ناخوش است.
یک دم موافقت کن و در کارِ خیر باش
تا وارهانیم به سه کاسه ز شش جهات
هوش مصنوعی: لحظهای با ما همراه شو و به کارهای خوب بپرداز تا ما بتوانیم از هر طرف به خوبیها دست پیدا کنیم و خوشبختی را در زندگیامان بیاوریم.
تا بر لبِ تو نوش کنم می که خوش تر است
بر سبزه ی لبی که بود خوش تر از نبات
هوش مصنوعی: من میخواهم بر لب تو نوشی بنوشم که برای من شیرینتر از سبزه و گیاهان دیگر است.
خطِّ سیاهِ مورچه بر عارضِ چو گل
خوب آمده است نه خطِ عامل به ترّهات
هوش مصنوعی: رنگ سیاه و باریک مورچه روی صورت گل زیبا به نظر میآید، اما این نشاندهندهٔ هیچ کار بیموردی نیست.
نه نه به حکمِ عزّت و حرمت خطِ لبش
هر شب مرا شبی دگر است از شبِ برات
هوش مصنوعی: این متن اشاره به عشق و احساس عمیق دارد. شخصی بیان میکند که با هر بار دیدن لبان محبوبش، احساس جدیدی در او به وجود میآید و این احساسات باعث میشود شبهای او متفاوت و پر از زیبایی باشد. عشق و زیبایی محبوب قدرتی دارد که هر شب را برای او به تجربهای منحصربهفرد تبدیل میکند.
ما و می و تحمّلِ طعن جهول اگر
صد بار بر زمین فتد این چرخ بی ثبات
هوش مصنوعی: ما و شراب و تحمل سخنان نادان اگر هزار بار هم بر زمین بیفتد، این دنیا هیچگاه ثابت نخواهد ماند.
بر مدّعی که عرضه کند از زبانِ من
کای مانده در تلاطمِ دریایِ مُهلکات
هوش مصنوعی: کسی که از طرف من ادعا کند که من در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات سخت و خطرناک هستم، به او میگویم که او خودش در اشتباه است.
ناممکن است توبه ی من از حیاتِ محض
چیزی ز من مخواه که نبود ز ممکنات
هوش مصنوعی: توبه من از زندگی مطلق غیرممکن است. از من چیزی درخواست نکن که در دایره ممکنات وجود ندارد.
جز خون رز به گردنِ من هیچ عهده نیست
من زنده ام به عشق مترسانم از موات
هوش مصنوعی: جز خون گل، چیزی بر گردن من نیست و من زندهام به عشق، پس نترس از مرگ.
آن جا که موکبِ حسنات آشکار شد
آثار کی بماند از انواعِ سیّئات
هوش مصنوعی: زمانی که زیباییهای خوب و نیکیها به وضوح نمایان شوند، دیگر نشانی از انواع بدیها و گناهان باقی نمیماند.
تا کی ز«لا نسلّمِ» تو در قبولِ حق
لا در شهادت است به وجهی بتر زلات
هوش مصنوعی: تا کی از عدم تسلیم تو در قبول حق، نمیشود در شهادت به شکلی بهتر از لغزشها سخن گفت؟
بسیار چون تو گشت به طوفانِ جهل غرق
کشتیِّ نوحِ وقت طلب از پی نجات
هوش مصنوعی: بسیاری مانند تو در طوفانی از نادانی غرق شدهاند و در جستجوی راه نجات هستند، مانند کشتی نوح در زمان خود.
سر ریز می روی ز برِ بت به انتکاس
وه وه که مکّه باز ندانی ز سومنات
هوش مصنوعی: عشق و اشتیاق تو به معشوق آنچنان است که وقتی به بتها نگاه میکنی، هرگز متوجه نمیشوی که آیا در مکه هستی یا در جایی دیگر. این نشاندهنده غرق شدن در احساسات و ناتوانی در تشخیص واقعیت است.
شرک است ما و من من و ما کی رسد درو
پس ذاتِ بی صفت نشود قابلِ صفات
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی ما به خود و دیگری مینگریم و به تمایزات فردی توجه داریم، نمیتوانیم به ذات بینقشه و بیصفت نیایش و درک واقعی برسیم. در واقع، درک حقیقت و هدف اصلی زندگی فراتر از تفکیکها و دوگانگیهای ما و شماست. صفات و ویژگیهای فردی ما نمیتواند ذات پاک و خالص را درک کند.
هرگز نیامده است و نیاید نزاریا
در حیّزِ صفاتِ تو معبود کاینات
هوش مصنوعی: هرگز کسی به اندازه تو ویژگیهای بارز و بینظیری ندارد و نخواهد داشت، ای معبود همهی کائنات.
وهمِ تو کی رسد به سرِ آن و عقل تو
آن جا که ذات پاک شود متحد به ذات
هوش مصنوعی: تصور و خیال تو نمیتواند به عمق واقعیتی که در آن همه چیز در یک حقیقت خالص و ناب گنجانده شده است، برسد. فهم و عقل تو نیز در آنجا به کمال میرسد که وجود پاک و حقیقی به یک اتحاد کامل دست یابد.